معنای آميزه موى

آميزه موى

دو موى.بو شكور گويد : گهى آميزه بينم بر سرت موى#گهى باز از عداد خواجگانى
(
فرهنگ قواس
, ص90)
sourceLink

آميزه‌مو (ى)

(صفت مرکب) آن‌كه بعضى موى‌هاى او سياه و بعضى از آن سپيد باشد. داراى موى جوگندمى. كميژه‌موى. ¦¦
(صفت مركب) آن‌كه بعضى موى‌هاى او سياه و بعضى از آن سپيد باشد.داراى موى جوگندمى. كميژه‌موى. -آميزه‌موى شدن؛ كميژه‌موى شدن. اخلاس.
(
لغت نامه دهخدا
, ص61)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.